خبرگزاري فارس: يك نويسنده آمريكايي در مقالهاي پيرامون صنعت هولوكاست مينويسد: اگر هولوكاست نباشد، نه اسرائيل خواهد بود و نه فشار آن بر مالياتدهندگان آمريكايي كه بايد حدود نيم تريليون ثروتمندتر از اين باشند.

به گزارش فارس، مجله "بارنز ريويو " (TBR) در مقالهاي به بررسي نفوذ و تأثير هولوكاست بر فرهنگ و زندگي مردم غرب پرداخته است. اين مقاله كه توسط ناشر بارنز ريويو نوشته شده است، در اصل به عنوان خاتمه كتاب بهترين شاهد نوشته "ميشل كولين پيپر " بوده است كه در سال 1994 منتشر شد و در آن تلاشهاي "مل مرمليستاين " شخصيت برجسته صنعت هولوكاست براي خاموش كردن جنبش تجديدنظرطلبي تشريح شده است. "هولوكاست " به يك نيروي عظيم سياسي، اجتماعي و فرهنگي نه تنها در آمريكا بلكه در سراسر جهان تبديل شده است.
• هولوكاست چيست؟
سوالي كه غالباً با سادگي از تجديدنظرطلبان هولوكاست پرسيده ميشد اين است: "چرا شما از هولوكاست كه يك تاريخ ديرينه است ناراحت ميشويد؟ شما بايد كمي ديوانه باشيد كه در هولوكاست شك ميكنيد؛ آيا اين اعتقاد را نيز داريد كه زمين مسطح است؟ آيا شما يك يهودستيز خشن هستيد كه به تمامي شاهدان عيني شك داريد؟ هر فردي با عقل سالم اين مسئله را پذيرفته است. اجازه دهيد افرادي مثل مل مرملستاين، اگر ميخواهند، هولوكاست خود را داشته باشند. براي شما چه تفاوتي دارد؟ "
آنچه مهم است درك عمومي از هولوكاست است نه تعريف آن، چرا كه برداشت از يك موضوع، و نه حقيقت آن، جزء لاينفك تمامي فروشندگان، مبلغان، متخصصان روابط عمومي، مديران مبارزه سياسي، حاميان "هولوكاست " و ديگر سوداگران است. مردم بطور كلي بواسطه دركي كه از حقيقت دارند، بواسطه انگيزههاي رواني وسيع و عميقي كه دارند و با اختيار، نه بواسطه خودِ حقيقت كه معمولاً براي آنها ناشناخته است، حركت ميكنند.
با استفاده از حساسيت اخلاقي و احساس گناهي كه هميشه در مسيحيان وجود دارد، اين مسئله دائماً به آمريكاييها يادآور ميشود كه اسرائيل "از خاكسترهاي "هولوكاست " برخاسته است " ... و اينكه مسئوليت اخلاقي آنها اين است كه "بقاي اسرائيل " را تضمين كنند. به ما اطمينان داده شده است كه اسرائيل "نزديكترين متحد آمريكا " و "تنها دموكراسي خاورميانه " است. نتيجه اين است كه ماليات دهندگان آمريكايي سالانه ميلياردها دلار را پرداخت ميكنند، مثل اينكه تجملات امروزي را خريداري ميكنند.
• هولوكاست به عنوان يك مذهب
نويسنده اين مقاله در ادامه ميافزايد: "هولوكاست " بدون هيچ اغراقي و عيناً، يك مذهب است. معتقدان به اين مذهب، تمامي حقايقي را كه برخلاف اعتقاد آنهاست را رد كرده و هماهنگي دروني عقايد ديني زشت آنها تنها بواسطه الهامي است كه با ايمان بدست ميآيد و نه بواسطه يك گزارش منطقي بر مبناي حقايق عرفاً مقبول و نه بر اساس آنچه كه به نظر ميرسد تاريخ بيان ميكند. حقايق منتسب به هولوكاست، متناقض بوده و كشيشهاي اعظم اين مذهب حتي بين خودشان نميتوانند بر سر جزئيات به توافق برسند، و به همين دليل است كه بطور ديوانهوار مانع بحث شده و هيچ چيز جز تلاش براي ناديده گرفتن و يا تهمت به كساني كه در مقابل آنها بايستند را بلد نيستند.
هولوكاست، مفهومي است كه باعث پاسخي پاولوياني (Pavlovian) ميشود. با به خاطر آوردن تصويري كه در ذهن افراد هدف جاي داده شده است، گرايشي انعطافپذير را القا ميكنند كه براساس آن، متخصصاني كه اين تصاوير را در ذهن افراد جاي دادهاند ميتوانند از اشخاص بهرهبرداري كنند.
اين كه اين واژه در واقع معناي كمي دارد كه با واقعيتها سازگار باشد، اهميتي ندارد؛ آنچه مورد نظر است نگرش مذهبي به گناه، وحشت مورد احترام و ترس است. اين سندروم كه دقيقاً با تعريف مشهور هيتلر از "دروغ بزرگ " در كتاب نبرد من (Mein Kampf) نيز مطابقت دارد، براي آمريكاييها هزينهاي بسيار فراتر از هزينه مالي دارد و اين هزينه هر روز در حال افزايش است.
هولوكاست زنده و در حال رشد است، نه مرده و در حال منسوخ شدن. اين مسئله در هر ساعت بر تمام آمريكاييها تأثير ميگذارد و اين تأثير روز به روز بيشتر ميشود. بر تمامي تصميمات مالي دولت و اكثر تصميمات احزاب خصوصي تأثيرگذار است.
چه بخواهيد چه نخواهيد، بايد با هولوكاست روبرو شويد و اين سوالات بايد پرسيده شود. قبول هميشگي اين منظر با بيفكري، يا تقلب بوسيله تحريف و يا بزدلي، ديگر براي آمريكاييهاي نجيب، ازجمله يهوديان، قابل قبول نيست.
• هزينه مالي هولوكاست
"جرج بال " معاون سابق وزير خارجه، هزينههاي مستقيم و غير مستقيم "رابطه ويژه " كذايي ميان آمريكا واسرائيل از دوره 1948، يعني زماني كه اسرائيل به عنوان يك كشور تأسيس شد، تا سال 1991 را محاسبه كرده است. هزينههاي مستقيم شامل بخششهاي متعارف، وامها، تأمين منابع مالي جديد براي بدهيهاي اسرائيل به آمريكا، امتياز استفاده رايگان از سلاحهاي آمريكا، امتياز مقررات گمركي و غيره، در كل برابر با 61 ميليارد دلار بوده است.
هزينههاي غيرمستقيم روابط آمريكا و اسرائيل شامل كمك به مصر (براي خريد دوستي مصر با اسرائيل)، خسارت به اقتصاد آمريكا بخاطر تحريم نفتي اعراب و خسارت به اقتصاد آمريكا بخاطر مداخله اسرائيل در تجارت ميان آمريكا و اعراب و ...، بسيار بيشتر و برابر با 107.356.000.000 دلار بوده است. با برونيابي اين مبلغ تا سال 1993 و همچنين وام تضميني ده ميليارد دلاري كه در روزهاي پاياني دوران بوش اول به تصويب كنگره مطيع و فرمانبردار رسيد، اين مبلغ به حدود 200 ميليارد دلار ميرسد. بنابراين ما سالانه 3.3 ميليارد دلار به اسرائيل دادهايم و بنابراين تا سال 2009 حداقل 53.8 ميليارد دلار ديگر به اسرائيل ميدهيم.
اما اين تمام مسئله نيست. اين رقم هنوز شامل زيان مالياتي در بخششهاي مالياتپذير (كه عمدتاً از سوي يهوديان آمريكايي به درآمدهاي مالياتي وارد ميشود) كه به سود اسرائيل بوده و حدود 20 ميليارد دلار برآورد ميشود، نيست. همچنين هزينه استقرار نيروهاي آمريكا در خاورميانه براي حفاظت از اسرائيل – از جمله عمليات مشهور توفان صحرا - كه حدود 340 ميليارد دلار برآورد ميشود نيز محاسبه نشده است. بنابراين مجموع هزينههاي مستقيم اسرائيل بر مالياتدهندگان آمريكايي بيش از 550 ميليارد دلار است.
ارقام بالا شامل 135 ميليارد دلاري كه ماليات دهندگان آلماني از پايان جنگ جهاني دوم تا كنون به عنوان غرامت جنگي به اسرائيل و اشخاص يهودي نجاتيافته از هولوكاست پرداختهاند نيست.
"نوحام گولدمن "، رئيس سابق كنگره جهاني يهود و رئيس كنفرانس مطالباتي كه پس از جنگ تشكيل شد تا موافقتنامههاي غرامت را تنظيم كند، نتايج غرامتهاي آلمان به اسرائيل را اينگونه توصيف ميكند. او مينويسد: اگر غرامتهاي آلمان نبود كشور اسرائيل نيمي از زيرساختهاي كنونياش را نداشت؛ تمامي قطارهاي اسرائيل، آلماني هستند، كشتيها آلماني هستند، همچنين برق و بخش بزرگي از صنعت ... صرفنظر از پرداختهاي شخصي كه به تعداد سالهايي معين به نجاتيافتگان داده ميشود، ميزان پولي كه اسرائيل از آلمان بدست آورده است دو يا سه برابر بيشتر از مجموع كل پولي است كه از يهود بينالملل گرفته است.
تمامي اين هزينهها كه مالياتدهندگان آمريكايي و آلماني براي بقاي اسرائيل ميپردازند، كه گويي از يك منبع سرشار ميآيد، تمامي اشخاص و موسسات مشمول را به فساد كشانده و اين اصل تاريخي را به تصوير كشيده است كه فساد به ناچار از پول ناشي ميشود، و پول بيشتر برابر با فساد بيشتر است. در اين مورد فساد به طور ضمني توسط امثال بيلي گراهام، پت روبرتسون و ارتشي مجازي از اسرائيليهاي "مسيحي "، تصديق شده است.
و با وجود اين، و شايد بخاطر نزول ناگهاني و عظيم پول، اسرائيل خود دچار زوال اخلاقي و اقتصادي تكاندهندهاي شده است. روزنامهنگار اسرائيلي باري چاميش، كه در سقوط اسرائيل مطلب مينويسد يكي از روزنامهنگاران بسيار زيادي است كه فساد گسترده و سوءمديريتي كه از بالا تا پايين دولت، تجارت و جامعه اسرائيل وجود دارد را ثابت كرده است؛ اين وضعيت باعث شده است كه طبقه حاكم در اسرائيل زندگي ثروتمندانه داشته و بخش اعظم مردم اسرائيل در نااميدي و بيثباتي هميشگي اقتصادي زندگي كنند.
پاركهاي آموزشي مجازي به سبك ديزنيلند، اكنون به عنوان بخشي از مبارزه رسانهاي براي حمايت از تصوير مطلوب "هولوكاست " است. اكنون دهها موزه و يادبود هولوكاست در آمريكا وجود دارد و يك مورد نيز در برلين درنظر گرفته شده است. حتي مل مرملستين نيز يك موزه هولوكاست مربوط به خودش دارد كه البته هزينههاي آن قابل برگشت از ماليات است و شامل سفر به اسرائيل و جاهاي ديگر براي مديران برجسته است.
يكي نمونه از اين دست، موزه يادبود هولوكاست در واشنگتن است كه با هزينه مالياتدهندگان آمريكايي اداره ميشود و در نزديكي بناي يابود واشنگتن و همسايگي مركز چاپ و نشر اسكناس كشور قرار دارد (آيا بين اين دو تونلي حفر شده است؟ كسي نميداند). در 22 آوريل 1993، هنگام افتتاح موزه، چندصد آمريكايي خشمگين در مقابل ساختمان آن جمع شدند و با در دست داشتن تابلوهايي اعتراض خود نسبت به اتلاف پولهاي مالياتشان را نشان دادند و اعلام كردند كه اين موزه جايي در خاك آمريكا ندارد؛ اين كار باعث نگراني بيشتر اهدا كنندگان به اين موزه از جمله بيل كلينتون شد، او از اظهاراتش مبني بر حمله به لابي آزادي (كه سازماندهنده اعتراضات بود) به عنوان يك لابي "فاسد و بيمعني " فاصله گرفت. يكي از رهبران اعتراضات جك وايكاف، تجديدنظرطلب نيويوركي بود كه تابلوهاي بسيار تأثيرگذاري را تهيه كرده بود كه توجه رسانهها را بخود جلب ميكرد. در يكي از اين تابلوها نوشته شده بود: "اين (موزه) را به اسرائيل منتقل كنيد. " ديگر معترضان شامل سياهان آمريكايي بودند كه اين شش ميليون مشكوك را با كشتار معروف ميليونها برده آفريقايي مقايسه كردهاند. با توجه به ميلياردها دلاري كه ماليات دهندگان آمريكايي به اسرائيل پرداختهاند، سياهان اين استدلال را كردهاند كه آنچه براي صهيونيستها خوب است براي آنها نيز خوب است. و پيشبيني ميشود گروه ديگري كه اين استدلال را خواهند كرد، بوميان آمريكا هستند.
به نظر ميرسد كه موزه هولوكاست عجيبترين و مهيبترين نمايشي است كه تاكنون در نمايشهاي فرعي كارناوالها ارائه شده است. مجسمههايي واضح از يهوديان بيچارهاي كه به اتاقهاي گاز برده ميشدند. تپههايي از كفشهاي مستعمل كه ظاهراً متعلق به قربانيان "هولوكاست " است (و البته ميتواند محصول كارخانههايي ديگر باشد) و ديگر وسايل شخصي، نشان از ترس و وحشت زندگي روزانه در اردوگاههاي كار دارند.
بازديدكنندگان از جمله كودكان تقاضا ميكنند كه هويت يك زنداني را بدانند و مسير انتقال قربانيان به كورههاي گاز را طي كنند. يكي از بخشهاي مهم محل وحشت در اين موزه، فيلم مستندي با عنوان يهودستيزي است كه به گفته يك وزير مسيحي به نام دال كرولي اين فيلم ضدمسيحيت است و در بهترين شرايط، همان روح گذشتي كه قرار است موزه نمادي از آن باشد را نقض ميكند. اين فيلم مسيحيت را مسئول گناه هولوكاست ميداند.
اين ايده كه مسيحيت مسئول هولوكاست ادعايي است، موضوعي است كه رسانهها بارها به آن پرداختهاند. حتي بسياري از رهبران مذهبي مسيحي متقاعد به اين امر شده و يا ناگزير به پذيرفتن تقصيرشان شدهاند. مسيحيت كه به لحاظ تاريخي مذهب عشق و گذشت بوده است، علت خشونت و آزار و اذيت شناخته شده است. مسيحيان شيطان صفت هستند و بايد بهاي آن را بپردازند. و اين پرداخت غرامت همچنان ادامه دارد.
خاخام شلمو ريسكين كه متولد آمريكا است و از زماني كه فلسطينيان، يعني ساكنان چندين هزار ساله كرانه باختري از اين منطقه بيرون شدند، در كرانه باختري زندگي كرده است، به گونهاي وحيآميز ميگويد: "جهان به دو بخش تقسيم شده است: كساني كه بطور فعال با نازيها همكاري كردهاند، و كساني كه همدست آنها بودهاند. اين مسيحيت، بخصوص مسيحيت كاتوليك بود كه هولوكاست را به بار آورد. صداي چكيدن خون هنوز هم از كليساي كاتوليك به گوش ميرسد، چرا كه هنوز هم اسرائيل را به رسميت نشناخته است. "
همكاري خصوصي گستردهاي بين موسسات، اتحاديهها، سازمانهاي خدماتي گوناگون و ديگر نهادها، با موافقت اعضاي آن – كه اين موافقت ضرورتي هم ندارد - براي ايجاد موزه هولوكاست صورت گرفته است.
براي مثال در 22 آوريل 1993 اتحاديهها و سازمانهايي كه براي موزه هولوكاست همكاري كردهاند شامل اين موارد است: فدراسيون معلمان آمريكا، كارمندان مخابرات آمريكا، اتحاديه كارگران هتل و رستوران، اتحاديه كارگران اداره پست آمريكا، انجمن بينالمللي كارگران بخش برق. در لسآنجلس، مركز سايمون ويزنثال يك "موزه گذشت " دارد كه شايد از موزه يادبود هولوكاست آمريكا بيگذشتتر باشد. ويزنثال سالانه 75.000 دلار بخاطر استفاده از نامش ميگيرد، اما منافع اين موزه به همين جا ختم نميشود. "موزه گذشت " ويزنثال در نهايت تكنولوژي برتر هاليوودي قرار دارد و هر روز براي جذب مشتري روي صحنه ميرود.
جوديث ميلر ميگويد: "شما بواسطه هماهنگسازي نور، رنگ و صدا در تصاويري پياپي كه شما را به گذشته ميبرد، هدايت ميشويد. شما قبل و هنگام هولوكاست در اروپا هستيد. صداي واقعي قربانيان، شكنجهگران، قهرمانان و تماشاگران بيروح را ميشنويد. ... هنگامي كه نورافكن روشن ميشود شما در مقابل مدلي از دروازه آشويتس قرار داريد و بازتاب صداي قربانيان را ميشنويد، كساني كه نجاتخواهند يافت و كساني كه از بين ميروند. "
با اين حال اين چنين موزهها تنها بخشي از آن چيزي است كه به استهزا "تجارت شوآ " خوانده ميشود. (واژه "شوآ " معادل عبري فاجعه است) تلويزيون، سينما، كتابها و تقريباً گزارشهاي خبري روزانه در مطبوعات، به ترويج "هولوكاست " كمك ميكنند. هولوكاست به يك صنعت عظيم و سودآور تبديل شده است.
• بزرگترين هزينه
تحمل هزينه دلارها و سنتهايي كه ماليات دهندگان و شهروندان آمريكايي براي هولوكاست ميپردازند بسيار سنگين است اما پول، غيرقابل تحملترين هزينه نيست.
شكل احتمالي جهان امروزي ما را بدون اين مصيبت تصور كنيد، آنگاه از تباين آن با واقعيت شگفتزده خواهيد شد. واضح است كه تصوير هولوكاست آمريكا را در تمامي جنبههاي مهم، اساساً از مسير خود خارج ساخته است.
اگر هولوكاست نباشد، نه اسرائيل خواهد بود و نه فشار آن بر مالياتدهندگان آمريكايي كه بايد حدود نيم تريليون ثروتمندتر از اين باشند. مهمتر اينكه آمريكا ديگر درگير مسائل خاورميانه، كه هيچ ربطي به ما ندارد، نخواهد بود، و مسلمانان، از كازابلانكا تا زامبوآنگا، ديگر از ما متنفر نخواهند بود.
بدون نفوذ خارجي و بدانديش اسرائيل بر كنگره و كاخ سفيد و 535 نماينده كنگره، امور داخلي، براساس منافع آمريكا و نه منافع يك كشور خارجي، تنظيم خواهد شد. روزنامهها و متخصصان آمريكايي به مشكلات حلشدني آمريكا خواهند پرداخت، نه مشكلات قابل حل خارجي.
تفكر دائمي در مورد هولوكاست كه به عنوان لحظه حياتي و تعيين كننده تمام ادوار تاريخ بيان شده است، به تمامي بحثهاي مذهبي و دانشگاهي نفوذ كرده و آنها را آلوده ساخته و مانعي برايشان شده است، و تمركز اين بحثها را از نيازها و حقيقتهاي عيني به نيازهاي واقعي يا خيالي ديگران منحرف ساخته است.
اين انحراف مخرب تنها شامل موضوعات تاريخي نيست بلكه به مباحث دانشگاهي از انسانشناسي تا جامعهشناسي و از زيستشناسي تا ژنتيك نفوذ كرده است.
گفته ميشود كه هولوكاست نهايت تنزل انساني است اما واقعيت اين است كه هولوكاست در نهايت تخيل هاليوودي قرار دارد. هولوكاست اين مطلب را آموزش ميدهد كه هر كشوري اگر تلاش كند كه وفادار به خود زندگي كند (تعريف ناسيوناليسم) و با توانگرسالاري بينالملل مبارزه كند، ممكن است به اندازه آلمان شيطانصفت شود، و به اين صورت به نخبهسالاري خدمت مي كند. به همين علت است كه هولوكاست در جهت حركت عظيم سياسي زمان ما يعني مزرعه جهاني عمل ميكند، حركت از قانون اساسي، خودمختاري ملي و جامعه آزاد و ساختاريافته به سوي بيشكلي، هرج و مرج و استبداد در نظم نوين جهاني.
هولوكاست ميخواهد با درهم شكستن وفاداري سنتي افراد را از هم بپاشد، و جامعه را براي پذيرش تغييرات انقلابي كه نه مورد انتخاب آنها است و نه آن را درك ميكنند آماده سازد. هولوكاست باعث ميشود پيوندهاي قديمي آمريكاييها و همه مردم به سنتها و تاريخ، افتخار، عشق غريزي به كشور و قومشان بريده شود. در حقيقت چنين عشقي – كه تاكنون سنگبناي اساسي و طبيعي ثبات سياسي بوده است - با بدگماني و خصومت از سوي سران صحت سياسي نگريسته ميشود.
هولوكاست نهايتاً فلسفه عمومي را منحرف كرده و اخلاقيات عمومي را با ايجاد استانداردهاي غلط مبتلا ساخته است. منطق وارانه هولوكاست اين است: "اگر مردمي كه به لحاظ تاريخي داراي فرهنگ و تمدني چون آلمانها هستند – يعني پيشرفتهترين و خلاقترين مردم زمين - وقتي با وفاداري به خودشان زندگي كنند و مطيع معيارهاي اخلاقي كه ما را هدايت ميكنند نباشند، ميتوانند به كشتار دستهجمعي دست بزنند، و آنگاه هر كسي ميتواند چنين كاري را انجام دهد. " برچسب نسلكشي واقعي از بين رفته است.
بنابراين جهانيان رفتار وحشيانه اسرائيل با فلسطينيان و ديگر دشمنانش را تحمل ميكنند. در واقع اسرائيل تنها كشور جهان است كه بطور قانوني از شكنجه زندانيان سياسي حمايت ميكند. و چرا اين كار را انجام ندهد؟ آيا آلمانها رفتار بدتري با آنها (يهوديان) نداشتهاند؟
اما مسئله ديگري هم وجود دارد. ممكن است قساوتهايي مثل هولوكاست از جهان سوميها سر بزند. اما آيا از سفيدپوستان اروپا كه داراي فرهنگي غني هستند اين انتظار ميرود؟ از كساني كه جهان مدرن را ساختهاند؟ اگر اين چنين است آنگاه فرهنگ غربي و نژاد سفيد بايد از بين برود. آنگاه اين شعار سياسي صحيح را در دانشگاههاي آمريكا خواهيم شنيد كه "فرهنگ غربي در حال از بين رفتن است. "
دروغ شيطاني ابعاد هولوكاست يك گزينه اجباري براي ديگران نيست. اين دروغ مهمترين موضوعات پيش روي آمريكاييها را احاطه كرده و از آنها جداشدني نيست.
تا زماني كه تصور غلط و ساختگي جامعه از هولوكاست تصحيح نشود، روند نزولي ما متوقف نخواهد شد.
به معناي حقيقي كلمه مسئله بقاي ما در ميان است. به همين دليل است كه همه آمريكاييها بايد با هولوكاست مواجه باشند.
چه بخواهند و چه نخواهند.
خبرگزاري فارس: قوانين آموزشي در خصوص نسلكشي يهوديان – يا هولوكاست - با حمايت قانونگذاران يهودي و سازمانهاي حامي آنها، در حال تحميل به سيستم مدارس عمومي در آمريكا است.

به گزارش فارس، به رغم فشار روزافزون براي "آموزش هولوكاست " در سراسر آمريكا، يكي از معلمان بازنشسته به اين نتيجه رسيده است كه آموزش هولوكاست در مدارس عمومي، بدترين نوع برنامهريزي اجتماعي مخرب است كه به دانشآموزان لطمه زده و جايي در جامعه آمريكا ندارد.
مجله بارنز ريويو در مقالهاي به بررسي و تحليل آثار اين نوع آموزشها پرداخته كه اين مقاله را در ادامه ميخوانيم:
مطابق قانون در ايالتهاي ايلي نويز، كاليفرنيا و فلوريدا، كودكان بايستي مطالب به لحاظ مذهبي جانبدارانه مربوط به هولوكاست را بخوانند. بسياري از ديگر ايالتها نيز هدف تحميل دستورالعمل مشابهي بودهاند. قوانين آموزشي در خصوص نسلكشي يهوديان – يا هولوكاست - با حمايت قانونگذاران يهودي و سازمانهاي حامي آنها، در حال تحميل به سيستم مدارس عمومي است. اين چنين حملات سنگين مذهبي به سيستم آموزشي مدارس عمومي، در آمريكا بيسابقه بوده و باعث گرايشي غيرعادي به ايجاد طرفداري از اقليت يهود شده كه هزينه آن، اعمال فشار سنگين به كودكان دبستاني است.
به نظر ميرسد كه يك گروه اقليت كه شايد پنج درصد از جمعيت كشور را تشكيل دهند، با انگيزهاي بشدت مذهبي اصول هولوكاست را به جامعه تحميل ميكند، هدف از اين كار اين است كه بخاطر منافع سياسي خود اين احساس را ايجاد كند كه آموزش هولوكاست به كودكان در مدارس عمومي، داراي نوعي خصوصيت است. به نظر ميرسد كه اصولاً بخاطر توانايي چنين گروههايي در "معامله " بر سر گناه و سرافكندگيهاي ديرينه جامعه در نتيجه قتلعام يهوديان است كه حاميان يهودي چنين اصولي توانستهاند بر گرايش طبيعي جامعه در عدم اختلاط مذهب با آموزش عمومي، غلبه پيدا كنند.
همچنين قانونگذاران و ديگر افراد غيريهودي در مشاغل دولتي موقعيت و شهرت خود را با مخالفت با منافع يهود و برانگيختن خشم يهوديان و ملقب شدن به "يهودستيزي "، به خطر نمياندازند. اصطلاحاتي از قبيل "يهودستيزي " و "انكار هولوكاست " در برابر مخالفت با منافع يهود مورد استفاده قرار گرفته و اثري ويرانگر دارند. آنچه در مورد آموزش هولوكاست در مدارس عمومي بطور متمايزي اشتباه است، اشاره ضمني به اين مطلب است كه ممكن است هولوكاستي ديگر، خصوصاً در آمريكا، اتفاق بيافتد. مطمئناً از ديدگاه بسياري از شهروندان، آمريكا مانند آلمان نازي نيست. در نتيجه، اين استلزام كه كودكان ما در مدارس عمومي بايد آموزش ببينند كه چگونه براساس الهامات اصول اخلاقي يك اقليت بيگانه رفتار كنند، توهيني به سنن مردم آمريكاست، و بيان ميكند كه آمريكاييها به هر گروه ديكتاتوري اجازه ميدهند كه آزادي آنها را از بين ببرد. آنچه كه موسسات يهودي و حاميان آنها براي جوانان آمريكا طراحي كردهاند اين است: نفوذ فريبكارانه اطلاعاتي كه براي خودشان سودبخش است، به اذهان تأثيرپذير.
بايد از خودمان بپرسيم چرا يهوديان با ترويج آموزش هولوكاست ميخواهند ديگران وحشتهاي مربوط به قتلعام يهوديان را تجربه كنند؟ آيا آنها ميخواهند كودكان مدارس عمومي مانند كودكان يهودي كه اين وحشتها را بطور واقعي تجربه كردهاند، آسيب ببينند؟ روانكاوي كودكان نجاتيافتگان و ديگراني كه تجربهاي مرتبط با قتلعام داشتهاند نشان ميدهد كه آنها نميتوانند از خاطرات آزار و اذيت رهايي يابند. اين نوع پيوندهاي شديد با كابوس مرگ ميتواند در كلاسهاي درس به كودكان انتقال يابد. تنها توضيح براي اين سوال ميتواند اين باشد كه يهوديان ديگران را ملزم ميكنند كه اضطراب و اذيت آنها را حس كنند تا بتوانند از تلقين فكري سود ببرند. اكثر والدين مخالف اينند كه كودكانشان در تلويزيون مطالب خشونتآميز را ببينند. اين كه اجازه داده شود كودكان در مدارس عمومي در معرض مطالب وحشتناكي در مورد مرگ و ضرب و شتم باشند، يك تغيير عجيب است. ممكن است در مدارس يعني جايي كه والدين تصور ميكنند فرزندانشان را بسلامت به آنجا سپردهاند، كودكان بدون اينكه والدينشان از آنچه اتفاق ميافتد كاملاً آگاه باشند، آسيب روحي و رواني را تجربه كنند. مدارس، تحت نيروي آموزش هولوكاست به يك محيط سيستماتيك و كنترل شده براي تبليغات دروغين و آگاهسازي در مورد نسلكشي يهوديان تبديل شده است. اين كار، آموزش به معناي متعارف آن نيست بلكه به تلقين فكري تبديل شده است.
برخي از تشويشاتي كه ممكن است بر ذهن كودكان مدرسهاي تأثير بگذارند عبارتند از:
1) آشنايي با قربانيان. وقتي قانون هولوكاست در نشست جلسه كميته آموزشي فلوريدا طرح شد، حاميان اين قانون يكي از نجاتيافتگان اردوگاههاي كار را همراه خود آورده بودند. حضور او در پيشگاه كميته در آن هنگام باعث احساس همدلي با مصيبتهاي قرباني شد. كودكان مدرسهاي نيز ممكن است با آگاهي از جزئيات جنايتآميز نسلكشي، پيوند احساسي مشابهي پيدا كنند
2) ديدن كابوس، پس از مشاهده اجسادي كه مانند چوب كبريت روي هم ريخته و تپهاي از جنازه تشكيل داده و همچنين آگاهي از وحشيگريهاي رژيم ناسيونال سوسياليستي
3) احساس افسردگي با مشاهده صحنههاي مرگ و قتل
4) بروز اختلالات رواني و احساس ملامت نفس
مقالهاي كه يكي از نجاتيافتگان هولوكاست با كمك دخترش – كه هردو روانشناس هستند - نوشته است از اهميت قابل توجهي برخوردار است. آنها اظهار داشتهاند كه اهميتي ندارد كه "وقتي كودكان ميتوانندگزارشات مربوط به هولوكاست را مشاهده كنند، والدين شوكه شوند يا با آنها همراهي كرده و خاطرات آسيبهاي شديد گذشته را مرور كنند. در هر دو حالت انتقال [فكري] به كودك صورت ميگيرد ... كودكان يا آسيبها را در ذهن تصور ميكنند و يا از طريق همذاتپنداري آن را تجربه ميكنند. "
اين يكي از مهمترين يافتههايي است كه اشارات فراواني به آثار ارائه آموزش هولوكاست در مدارس عمومي دارد؛ يعني القاي تجربه وحشتناك هولوكاست از طريق همذاتپنداري با كساني كه از اين واقعه سخت نجات يافتهاند.
ظاهراً گروههايي كه با سيستم آموزشي ارتباط ندارند، نميتوانند با كودكان مصاحبه كنند تا تعيين كنند كه آيا آموزش هولوكاست گرايش به تحمل ديگران را در كودكان افزايش داده است يا خير، اما اين سوال ايجاد شده است كه شوك مشاهده تصاوير مربوط به هولوكاست و صحنههاي مرگ چه تأثيري بر كودكان دارد.
تحقيقي كه توسط معلمان مدرسهاي عمومي در فلوريدا صورت گرفته نشان ميدهد كه برنامه آموزشي هولوكاست بخوبي ترتيب داده شده است اما مداخلات بروكراتيك مانع ادامه اين تحقيق شد. همانطور كه در بالا اشاره شد مطالعات زيادي در رابطه با اين موضوع صورت گرفته است كه نجاتيافتگان هولوكاست تأثيراتي بر اعضايي از خانوادهشان كه مستقيماً هولوكاست را تجربه نكردهاند، دارند، اما انتقال اين چنين تأثيرات يا اختلالات به كودكان مدرسهاي بطور گسترده تأييد نشده است.
قوياً توصيه ميشود كه مشاوراني از خارج از سيستم مدرسه اجازه مصاحبه با كودكاني كه در معرض آموزش هولوكاست بودهاند، داشته باشند تا مشخص شود اين آموزشها چه تأثيري بر ذهن جوان آنها داشته است. اگر بتوان ثابت كرد كه واكنش عاطفي قوي به ديدن تصاوير جزئيات اردوگاههاي مرگ و كورههاي جسدسوزي، آسيبهاي زيادي بر ذهن كودكان دارد، دليلي كافي براي توقف اين برنامهها خواهد بود. بايد والدين را در رابطه با واكنشهاي كودكان آگاه نمود و آنها بتوانند در مورد خاتمه يا ادامه دادن اين برنامهها نظر بدهند. تحت هيچ شرايطي نبايد به روانشناسان مدرسه يا كساني كه مرتبط با سيستم مدارس هستند اجازه داد كه در چنين موقعيتهايي تصميم نهايي را اتخاذ كنند.
جامعه يهود تلاش كرده است كه به هر صورت ممكن انتقاد از آنها يا مذهبشان را با استفاده از لقب "يهودستيزي " يا "انكار هولوكاست " به عنوان يك مكانيسم دفاع، مطرود و مذموم گرداند. اگر به گروههاي مذهبي كه به دنبال منافع خود هستند اين حق داده شود كه كودكان مدرسهاي را تحت تأثير آموزش هولوكاست قرار دهند يا اجازه اجراي پروژههاي مشابه در مدارس داده شوند، حقوق سنتي دچار يك تغيير ناميمون ميشوند كه نتيجه آن سركوب آزادي و حق آزادي بيان خواهد بود.
خبرگزاري فارس: يك نويسنده آمريكايي با اشاره به حمله اسرائيل به ناو آمريكايي ليبرتي در سال 1967 كه منجر به كشته شدن 34 آمريكايي شد، مينويسد: اخيرا اسرائيل با استفاده از مأمورين خود ميخواهد شاهدان و بازماندگان اين حادثه را وادار به سكوت و خودداري از افشاگري درباره اين جنايت نمايد.

به گزارش فارس، "مارك گلن " (Mark Glenn) نويسنده آمريكايي و كارشناس مسائل خاورميانه، در مقالهاي كه در سايت "امريكن فري پرس " (www.americanfreepress.net) منتشر شد، با اشاره به واقعه حمله رژيم صهيونيستي به ناو جنگي آمريكايي "USS Liberty " در سال 1967 كه منجر به كشته شدن 34 آمريكايي شد، مينويسد: ممكن است تهديد جان يك قهرمان نظامي آمريكايي، توسط مأموران يك رژيم در خاورميانه، باعث شود كه برخي به خود آمده و احساس مسئوليت نمايند.
"فيليپ اف تورني " (Phillip F. Tourney)، قهرمان جنگي كه 43 سال پيش، از حمله عمدي رژيم صهيونيستي به ناو جنگي ليبرتي، جان سالم به در برده، در روز 6 آگوست، توسط فردي كه مدعي بود براي رژيم صهيونيستي كار ميكند، مورد تهديد شفاهي قرار گرفت.
عليرغم اينكه تورني، سالهاي سال است كه مورد تهديد قرار ميگيرد اما هنوز حاضر نشده در مورد حمله رژيم صهيونيستي به ناو ليبرتي سكوت اختيار كند و بر آن سرپوش گذارد. در يكي از اين تهديدها، فردي ناشناس در نيمه شب به منزل او زنگ زد و با صداي بلند، نام فرزندان و نوههاي او را قرائت كرد. سپس صداي شليك اسلحه در گوشي تلفن شنيده شد. تورني ميگويد كه پيچ چرخهاي هر دو اتومبيل او اخيرا دستكاري شده و در نتيجه هر دو ماشين، دچار تصادف شديدي شدند.
• تهديد جدي تورني از سوي اسرائيل
چيزي كه تهديد آخر را متمايز مينمايد اين است كه اين تهديد از "نزديك و شخصي " انجام شده و در لابي يك مهمانخانه در كاليفرنياي جنوبي صورت گرفته است.
تورني با همسرش كه 30 سال زندگي مشترك دارند، در تعطيلات به سر ميبردند و در لابي يك مهمانخانه مشغول استراحت بودند. در همين زمان، يك مرد خوشپوش، كه لهجه اسرائيلي داشت، در كنار او مينشيند و در مورد ناو ليبرتي با او شروع به صحبت ميكند.
مطابق گزارش تورني و همسرش، اين مرد در حدود 40 سال سن داشت و خود را بسيار حرفهاي آراسته بود. چند ثانيه پس از آغاز گفتگو، اين مرد مشكوك، از ناو ليبرتي با عنوان "آن وسيله حمل و نقل اسب " ياد ميكند (توجيه مسخره رژيم صهيونيستي در اين 43 سال اين بود كه اين ناو را با لنج مصري حمل و نقل اسب به نام الكوثر اشتباه گرفته بود. در صورتي كه اين ناو، در حدود چهار برابر لنج الكوثر بود).
همين مسئله، تورني را آگاه ميكند كه "هم صحبت " او يك مقام يا مزدور رژيم صهيونيستي است. تورني از اين مرد ميپرسد كه شغلش چيست و فقط كلمه "دكتر " را ميشنود. زماني كه تورني از او مدركي ميخواهد، با پوزخند جواب ميدهد كه مداركش را همراه نياورده است.
سپس اين مأمور رژيم صهيونيستي كه به وضوح تلاش ميكرد تورني را تحريك كند، با تمسخر و طعنه در مورد قصابي شدن 34 آمريكايي در روز 8 ژوئن 1967 سخن ميگويد. تورني به اين مرد كه ساعت بزرگي به دستش بسته بود و مدام آن را مقابل صورت تورني نگاه ميداشت يادآوري ميكند كه ميداند در حال ضبط سخنانش است و از او خواست كه ساعتش را از مقابل صورت او دور سازد.
• هر كار كه رئيسهايم بخواهند انجام ميدهم
پس از اينكه اين مرد با لهجه اسرائيلي، تأكيد كرد كه افراد كشته شده در ناو ليبرتي، "مستحق كشته شدن بودند " به تورني ميگويد كه دكتر نيست و براي رژيم مسئول اين كشتار كار ميكند. او در جواب تورني كه از او پرسيده بود چه كار ميكند، گفته بود: "خيلي كارها. من هر چه را كه رئيسهايم بخواهند انجام ميدهم. "
اين صهيونيست هشدار ميدهد كه رؤساي او، از فعاليتهاي اخير تورني خوشنود نيستند. به صورت خاص، برنامههاي راديويي كه تورني در سالهاي اخير اجرا كرده يا در آنها شركت داشته و كمك به نگارش كتاب "آنچه من در آن روز ديدم: هولوكاست 1967 رژيم صهيونيستي در ناو ليبرتي " اصلا به مذاق آنها خوشايند نبوده است.
مرد به او هشدار داد كه رژيم صهيونيستي ميخواهد هر چه زودتر به اين جريان پايان بخشد. تورني از مرد پرسيد كه جنگ آينده كي رخ خواهد داد و چه ربطي به من دارد. او با پوزخند جواب داد: "منابع من، گفتهاند كه بين 30 تا 60 روز آينده و تو هم در همان ليست هستي. "
با شنيدن اين سخن، همسر تورني كه از تهديد مستقيم او به خشم آمده بود، بلند شد و مانند هر زن فداكار ديگري از شوهرش دفاع كرد. او آن فرد صهيونيست را شيطان خواند و گفت كه حق ندارد شوهرش را تهديد نمايد. در اين لحظه، اين گفتگو باعث جلب نظر ساير حاضرين ميشود و مأمور رژيم صهيونيستي كه غافلگير شده بود، با صداي بلند به همسر تورني اعتراض ميكند و از اينكه باعث آزردگي آنها شده بود، عذر ميخواهد. چند لحظه بعد نگهبانان هتل سر ميرسند و خانواده تورني محل را ترك ميكنند.
خبرگزاري فارس: جنبشهاي حماس و جهاد اسلامي فلسطين با محكوم كردن مذاكرات سازش گفتند كه ملت فلسطين هزينه اين مذاكرات بيهوده را با خون خود ميپردازد.

به گزارش فارس به نقل از شبكه تلويزيوني المنار، "داود شهاب " در جريان مراسم تشييع پيكرهاي سه شهيد فلسطيني اظهار داشت: روشن است كه پيش از آغاز هر دور از مذاكرات بين تشكيلات خودگردان و رژيم صهيونيستي، صهيونيستها دور جديدي از حملات خود را عليه ملت فلسطين آغاز ميكنند به گونهاي كه ملت فلسطين با خون فرزندان خويش هزينه اين مذاكرات را ميپردازد.
وي افزود: اين دليلي است بر اينكه مذاكرات هرگز از ملت فلسطين حفاظت نميكند بلكه تفكر صهيونيستي بر مبناي جنگ، قتل و تجاوز استوار است و در نتيجه هرگاه كه مذاكراتي هست، ملت فلسطين هزينه ميدهد.
"ابوعسكر " از رهبران جنبش حماس نيز در جريان اين مراسم تاكيد كرد: دشمن صهيونيست تنها زبان جهاد و مقاومت را ميفهمد و زبان مذاكره را نميشناسد.
وي خطاب به مذاكرهكنندگان تشكيلات خودگردان با رژيم صهيونيستي گفت: دشمن صهيونيست قتل، آواره كردن مردم فلسطين و از بين بردن مايملك آنها را ميشناسد و اين، زبان آنها است و بايد با زبان مشابهي به آنها پاسخ دهيم كه همان زبان مقاومت و جهاد است چرا كه زبان مذاكره هرگز سودي ندارد و سرزميني را آزاد نميكند.
ابوعسكر با اشاره به جنايتآفريني رژيم صهيونيستي در جريان جنگ عليه غزه و به شهادت رساندن بيش از 1500 غيرنظامي فلسطيني گفت: سياست كشتار غيرنظاميان بيگناه، سياست قديمي دشمن صهيونيستي است كه ما در جريان جنگ غزه شاهد آن بوديم.
دومين دور مذاكرات مستقيم سازش بين تشكيلات خودگردان و رژيم صهيونيستي امروز در شرم الشيخ مصر با حضور "هيلاري كلينتون " وزير امور خارجه آمريكا با تاخيري بيش از يك ساعت نسبت به زمان مقرر آن برگزار شد.
برخي از منابع گفتند كه وجود اختلافات شديد بين دو طرف اصلي مذاكرات درباره تعدادي از مسائل از جمله طرحهاي رژيم صهيونيستي براي توسعه بيشتر شهركسازي در كرانه باختري علت اين تاخير بود.
مسئولان رژيم صهيونيستي در چند روز اخير اعلام كرده اند كه تعليق شهركسازي را كه 26ماه سپتامبر جاري پايان مييابد، تمديد نخواهند كرد.
"بنيامين نتانياهو " نخست وزير رژيم صهيونيستي نيز يكشنبه شب به "توني بلر " نماينده كميته چهارجانبه روند سازش خاورميانه گفت: فلسطينيها ميخواهند كه هيچ چيزي در كرانه باختري بعد از 26 سپتامبر ساخته نشود كه اين امر هرگز روي نخواهد داد.
خبرگزاري فارس: جنبشهاي حماس و جهاد اسلامي فلسطين با محكوم كردن مذاكرات سازش گفتند كه ملت فلسطين هزينه اين مذاكرات بيهوده را با خون خود ميپردازد.

به گزارش فارس به نقل از شبكه تلويزيوني المنار، "داود شهاب " در جريان مراسم تشييع پيكرهاي سه شهيد فلسطيني اظهار داشت: روشن است كه پيش از آغاز هر دور از مذاكرات بين تشكيلات خودگردان و رژيم صهيونيستي، صهيونيستها دور جديدي از حملات خود را عليه ملت فلسطين آغاز ميكنند به گونهاي كه ملت فلسطين با خون فرزندان خويش هزينه اين مذاكرات را ميپردازد.
وي افزود: اين دليلي است بر اينكه مذاكرات هرگز از ملت فلسطين حفاظت نميكند بلكه تفكر صهيونيستي بر مبناي جنگ، قتل و تجاوز استوار است و در نتيجه هرگاه كه مذاكراتي هست، ملت فلسطين هزينه ميدهد.
"ابوعسكر " از رهبران جنبش حماس نيز در جريان اين مراسم تاكيد كرد: دشمن صهيونيست تنها زبان جهاد و مقاومت را ميفهمد و زبان مذاكره را نميشناسد.
وي خطاب به مذاكرهكنندگان تشكيلات خودگردان با رژيم صهيونيستي گفت: دشمن صهيونيست قتل، آواره كردن مردم فلسطين و از بين بردن مايملك آنها را ميشناسد و اين، زبان آنها است و بايد با زبان مشابهي به آنها پاسخ دهيم كه همان زبان مقاومت و جهاد است چرا كه زبان مذاكره هرگز سودي ندارد و سرزميني را آزاد نميكند.
ابوعسكر با اشاره به جنايتآفريني رژيم صهيونيستي در جريان جنگ عليه غزه و به شهادت رساندن بيش از 1500 غيرنظامي فلسطيني گفت: سياست كشتار غيرنظاميان بيگناه، سياست قديمي دشمن صهيونيستي است كه ما در جريان جنگ غزه شاهد آن بوديم.
دومين دور مذاكرات مستقيم سازش بين تشكيلات خودگردان و رژيم صهيونيستي امروز در شرم الشيخ مصر با حضور "هيلاري كلينتون " وزير امور خارجه آمريكا با تاخيري بيش از يك ساعت نسبت به زمان مقرر آن برگزار شد.
برخي از منابع گفتند كه وجود اختلافات شديد بين دو طرف اصلي مذاكرات درباره تعدادي از مسائل از جمله طرحهاي رژيم صهيونيستي براي توسعه بيشتر شهركسازي در كرانه باختري علت اين تاخير بود.
مسئولان رژيم صهيونيستي در چند روز اخير اعلام كرده اند كه تعليق شهركسازي را كه 26ماه سپتامبر جاري پايان مييابد، تمديد نخواهند كرد.
"بنيامين نتانياهو " نخست وزير رژيم صهيونيستي نيز يكشنبه شب به "توني بلر " نماينده كميته چهارجانبه روند سازش خاورميانه گفت: فلسطينيها ميخواهند كه هيچ چيزي در كرانه باختري بعد از 26 سپتامبر ساخته نشود كه اين امر هرگز روي نخواهد داد.
خبرگزاري فارس: يك روزنامه صهيونيستي با اشاره به دور دوم مذاكرات مستقيم سازش اعلام كرد كه اين جلسه در فضايي پر از بدبيني برگزار شد و درباره هيچ چيز توافقي حاصل نشد.

به گزارش فارس، روزنامه صهيونيستي يديعوت آحارونوت با اشاره به نشست دوم مذاكرات مستقيم سازش در مصر كه امروز برگزار شد، اعلام كرد كه فضاي بدبيني بر اين جلسه حاكم بود.
يديعوت آحارونوت نوشت: دور دوم مذاكرات مستقيم در مصر در فضايي پر از بدبيني برگزار شد و حتي بر يك موضوع هم طرفهاي مذاكره توافق نكردند.
نشست نخست مذاكرات سازش 31 آگوست در واشنگتن و با حضور باراك اوباما رئيس جمهوري آمريكا برگزار شد و توافق شد كه اين مذاكرات هر دو هفته يك بار با ديدار محمود عباس و بنيامين نتانياهو ادامه يابد.
اين روزنامه اعلام كرد كه در اين مذاكره محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين، بنيامين نتانياهو نخست وزير اسرائيل، حسني مبارك رئيس جمهوري مصر و هيلاري كلينتون وزير خارجه آمريكا حضور داشتند ولي بر خلاف معمول پس از جلسه گفتوگو، كنفرانس خبري برگزار نكردند.
منابع مطلع در رژيم صهيونيستي به اين روزنامه اعلام كردند كه در اين نشست هيچ توافقي صورت نگرفت و هيلاري كلينتون هم چيزي براي ارائه كردن با هدف حل مشكل نداشت.
در همين ارتباط، خبرنگار شبكه خبري الجزيره قطر پيش از اين اعلام كرد: اختلاف شديدي ميان طرف فلسطيني و اسرائيلي به وجود آمده است و حتي جدول كاري مشتركي براي گفتوگو و مذاكره وجود ندارد.
خبرگزاري فارس: معاون نخستوزير رژيم صهيونيستي در آستانه دور دوم مذاكرات مستقيم سازش ميان رژيم صهيونيستي و تشكيلات خودگردان فلسطين در شرمالشيخ، اعلام كرد كه شهركسازي را ظرف مدت 2 هفته آينده آغاز ميكنيم.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه صهيونيستي يديعوت آحارونوت، "سيلوان شالوم " در آستانه مذاكرات مستقيم سازش ميان اسرائيل و فلسطين در شرمالشيخ مصر، ضمن اعلام مخالفت خود با تمديد مدت توقف شهركسازي در كرانه باختري اعلام كرد كه ظرف مدت 2 هفته، شهركسازي از سرگرفته ميشود.
وي اعلام كرد: 17 سال از توافقنامه اسلو گذشته است. پرچم شهركسازي هميشه در بالا به حركت در ميآيد و ما همچنان اين پرچم را تكان مي دهيم.
شالوم ادامه داد: من هميشه مخالف توقف شهرك سازي بودم و اين عقيده تغييرپذير نيست. هماكنون ما با شرايط نامساعدي كه پيشبيني كرده بودم روبرو شديم، تقاضاهاي عباس غيرقابل پذيرش است. ما به وضوح اعلام كرديم: 10 ماه [از توقف شهركسازي] گذشته است.
معاون نخستوزير رژيم صهيونيستي همچنين از اظهارات اعضاي كابينه مبني بر آنكه در صورت برگزاري مذاكرات سازش، توقف موقت شهركسازي صورت ميگيرد، انتقاد كرد.
دور اول مذاكرات مستقيم سازش ميان رژيم صهيونيستي و تشكيلات خودگردان بدون حضور نمايندگان واقعي ملت فلسطين در واشنگتن برگزار شد و بدون نتيجه به پايان رسيد.
"محمود عباس " رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين تأكيد كرده است كه توقف كامل شهرك سازي ميتواند به مذاكرات مستقيم ختم شود و در غير اينصورت هيچ مذاكرهاي صورت نخواهد گرفت.
خبرگزاري فارس: سخنگوي كابينه نخست وزير رژيم صهيونيستي همزمان با آغاز دور دوم مذاكرات مستقيم سازش اعلام كرد كه تعليق شهركسازي در كرانه باختري را تمديد نخواهد كرد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري آلمان، "عوفير گلدلمن " در گفتوگو با خبرنگاران در شهر "شرم الشيخ " مصر اعلام كرد: هرگز دوره تعليق شهركسازي را تمديد نخواهيم كرد.
وي در اشاره به تاكيد تشكيلات خودگردان بر لزوم تعليق كامل شهركسازي رژيم صهيونيستي در كرانه باختري براي ادامه مذاكرات سازش گفت: ما پيش شرطي را نميپذيريم.
دومين دور مذاكرات مستقيم سازش بين تشكيلات خودگردان و رژيم صهيونيستي امروز در شرم الشيخ مصر با حضور "هيلاري كلينتون " وزير امور خارجه آمريكا با تاخيري بيش از يك ساعت نسبت به زمان مقرر آن آغاز شد.
برپايه اين گزارش، برخي از منابع گفتند كه وجود اختلافات شديد بين دو طرف اصلي مذاكرات درباره تعدادي از مسائل از جمله طرحهاي رژيم صهيونيستي براي توسعه بيشتر شهركسازي در كرانه باختري علت اين تاخير بوده است.
مسئولان رژيم صهيونيستي در چند روز اخير اعلام كرده اند كه تعليق شهركسازي را كه 26ماه سپتامبر جاري پايان مييابد، تمديد نخواهند كرد.
"بنيامين نتانياهو " نخست وزير رژيم صهيونيستي نيز يكشنبه شب به "توني بلر " نماينده كميته چهارجانبه روند سازش خاورميانه گفت: فلسطينيها ميخواهند كه هيچ چيزي در كرانه باختري بعد از 26 سپتامبر ساخته نشود كه اين امر هرگز روي نخواهد داد.
اختلاف بين تشكيلات خودگردان و رژيم صهيونيستي درباره شهركسازي بر دور دوم مذاكرات سازش سايه افكنده است.
خبرگزاري فارس: جنبش جهاد اسلامي فلسطين با تشكر و قدرداني از مواضع جمهوري اسلامي ايران در برابر قضيه فلسطين، مذاكرات سازش را توجيه و پوششي براي جنايت رژيم صهيونيستي دانست.

"خالد البطش " از رهبران سياسي جنبش جهاد اسلامي فلسطين در گفتوگو با خبرنگار فارس در غزه گفت: ما هميشه از جمهوري اسلامي ايران در حمايت از قضيه فلسطين از آن جهت كه مهمترين قضيه جهان اسلام برشمرده ميشود، سخن گفتهايم و ملت فلسطين و گروههاي فلسطيني به خوبي به اين نقش واقفند.
وي با انتقاد از سخنگويان تشكيلات خودگردان به آنها در خصوص موضع ضد ايراني هشدار داد و خطاب به آنها گفت: "نسبت به آنچه ميگوييد مراقب باشيد كه راه ملت فلسطين از راه شما جدا خواهد بود. "
البطش با بيان اينكه چگونه است كه دخالت غرب در قضيه فلسطين مجاز اما اظهارنظر مقامات جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه غيرمجاز خوانده ميشود، گفت: اگر قرار است طرفي در اين موضوع دخالت نكند، اين غرب است نه ايران كه هميشه مدافع و حامي ملت مظلوم فلسطين در مبارزهاش عليه رژيم اشغالگر قدس بوده است.
وي حضور تشكيلات خودگردان در مذاكرات سازش را "اشتباهي بزرگ " خواند و از تشكيلات خودگردان فلسطين خواست هر چه سريعتر از اين مذاكرات كناره گيري كند.
اين رهبر سياسي جنبش جهاد اسلامي فلسطين مذاكرات را توجيه و پوششي براي رژيم صهيونيستي دانست تا بدين وسيله به جنايات خود عليه ملت مظلوم فلسطين و مصادره اراضي فلسطيني و ادامه شهركسازي در قدس شريف ادامه دهد.
خبرگزاري فارس: يك پايگاه خبري با بيان اينكه نژادپرستي بشدت در رژيم صهيونيستي گسترش يافته است تصريح كرد، رژيمهاي فاشيست به دليل ماهيت خود نميتوانند با كسي صلح كنند زيرا اين رژيمها نميتوانند بدون ايجاد جنگ و بحران به زندگي خود ادامه بدهند.

به گزارش فارس، پايگاه خبري، «المتوسط آنلاين» در مقالهاي به وحشيگري و نژادپرستي رژيم صهيونيستي پرداخت و اعلام كرد كه دنيا با رژيمي فاشيست روبهروست.
اين پايگاه خبري به سخنان چندي پيش خاخام "عواديا يوسف " اشاره كرد كه خواستار نابودي همه مردم فلسطيني شده بود و نوشت: سخنان او، چيزي را در اذهان ما يادآوري كرد كه از ياد نبرده بوديم. سياستهاي نژادپرستانه اسرائيل تقريبا همه جوانب فلسطين را در بر گرفته است. اقدامات وحشيانهاي كه اسرائيليها مرتكب ميشوند به طور كلي و به طور خاص، هيچ شكي باقي نميگذارد كه ما اكنون در مقابل رژيمي هستيم كه در فرهنگ و سياست و موجوديت خود فاشيست است.
متوسط آنلاين به مذاكرات مستقيم سازش تشكيلات خودگردان فلسطين با رژيم صهيونيستي و با كمك آمريكا اشاره كرد و با بيان اينكه صلح با رژيم فاشيست امكانپذير نيست، نوشت: آيا ميتوان با رژيم فاشيست صهيونيستي به صلح رسيد؟ مذاكرات مستقيمي كه تشكيلات خودگردان آغاز كرده است نتيجهاي دارد كه همه ميدانند؛ شكست. رژيمهاي فاشيست به دليل طبيعت خود نميتوانند با كسي صلح كنند. صلح به زيان اين رژيمهاست زيرا اين رژيمها نميتوانند بدون ايجاد جنگ و بحرانهاي موجوديتي كه به وسيله آن مشروعيتهاي دروغين خود را پنهان ميكنند به زندگي خود ادامه بدهند. نبايد از رفتار اسرائيل تعجب كرد زيرا اين رفتارها كاملا منطبق است بر طبيعت اين رژيم كه بر اساس تنفر، خشونت و افسانه شكل گرفته است.
اين پايگاه خبري در ادامه به نمونههايي از رفتارهاي نظاميان صهيونيست با فلسطينيهاي اسير اشاره كرد و با بيان اينكه «اخلاقيات زندان ابوغريب، در اسرائيل ريشه دارد» به اهانت يك سرباز زن اسرائيلي به يك اسير دستوپابسته اشاره كرد و نوشت: اين اتفاق خاطرات تلخ و سياه بسياري از نحوه رفتار سربازهاي زن آمريكايي با زندانيان عراقي در زندان رسوا شده ابوغريب به ياد ما آورد.
متوسط آنلاين افزود: پس از انتشار تصاوير اين زن اسرائيلي روي شبكه اينترنتي فيسبوك، وي از آنچه اين عكسها سبب آن شده است، ابراز انزجار كرد و گفت كه به اسرا احترام ميگذارد و با آنان بخوبي رفتار كرده است ولي تصويرهاي منتشر شده او خلاف اين را ثابت ميكند. رفتار وي كه فلسطينيها را آدم حساب نميكند و وي گويي اين عكسها را در حالي منتشر ميكند كه زيباترين روزهاي حضورش در ارتش بوده است. البته وي همه عكسهاي خود را از زيباترين روزهايش در ارتش منتشر نكرده است. روزهايي كه با فلسطينيها به عنوان موجودي كمتر از انسان رفتار كرد و به نظر ميرسد روزنامه هاآرتص به متن گفتوگوي اين سرباز اسرائيلي با اسير فلسطيني كه در آن عبارات نژادپرستانه و زشت به كار برده است، دست يافته است؛ زماني كه اعلام كرده است: در جنگ قانوني وجود ندارد، من با تمام آرامش و خوشحالي هر عربي را ميكشم و حتي سر آنان را ميبرم.
متوسط آنلاين افزود: چنين رفتاري و چنين اقدامات نژادپرستانهاي سؤالاتي را درباره نوع ارزشهاي حاكم بر محافل مختلف ارتش رژيم صهيونيستي،برميانگيزاند، ارتشي كه گوش ما و گوش فلك را با تمجيد از اخلاقيات خود و پاكي تسليحات خود كر كرده است. تصويرهاي منتشر شده از سرباز زن صهيونيست و ديگر عكسهاي او، پرسشهايي را طرح ميكند كه پيش از اين به دليل نبود سند و شاهد مطرح نشده بود.
اين پايگاه خبري با بيان اينكه اقدام يك سرباز اسرائيلي داراي پس زمينه و عقبه در مقامات رده بالاي وي دارد نوشت: اسرائيل در تجاوز به حقوق بشر تا كجا ميخواهد پيش برود؟ بسيار روشن است كه اين سرباز شركايي دارد كه خود را نشان نميدهند و تنها به گرفتن عكس از وي به هنگام بياحترامي به اسير فلسطيني اكتفا كردهاند؛ اسيري كه در تصاوير گرفته شده (فلسطينيها مرا عفو كنند) مانند حيواني به نظر ميرسد و سربازان ديگر از رفتار اين سرباز زن با وي تفريح ميكنند. اين فلسطيني بيشك به هنگام آزاد شدن بايد از ابوغريب اسرائيل و رفتار انساني كه با او شده است بايد تعريف و تمجيد كند(!). مگر ما شاهد نبوديم كه در سالهاي گذشته سرباز اسرائيلي چگونه به جوان فلسطيني از فاصله يك متري شليك كرد حال آنكه دست و چشم اين جوان بسته بود؟ و اين صحنه به طور اتفاقي ضبط و سپس منتشر شد.
بنابراين گزارش، نگرانكننده، آن چيزي است كه ضبط و ثبت نميشود. شايد ما بايد ممنون اين سرباز زن اسرائيلي باشيم كه بر اساس رفتار طبيعي خود رفتار ضداخلاقي و ماهيت رفتار اسرائيليها با فلسطينيها را برملا كرد و ريشههاي اخلاقي فاسد تربيت نظام اسرائيلي را كه بر پايه تنفر از هر فرد عربي و فلسطيني است، رسوا كرد؛ تنفر نه به دليل ارتكاب خطايي بلكه فقط به اين دليل كه عرب هستند و اين يعني خطر امنيت بزرگ(!).
نويسنده با بيان اينكه وي قصد ندارد همه يهوديان را متهم كند نوشت: البته قدرتهاي عقلاني و دموكرات و روشنفكري هنوز وجود دارد كه نگران آغاز سقوط ارزشهاي اخلاقي در جامعه يهود و نگران افزايش اشكال مختلف خشونت و جرمهاي مختلف است كه اين بار ديگر فقط عليه اعراب نيست. شايد فعاليتهاي جريانهاي راستگراي افراطي اسرائيلي عليه اقليت عربي در اسرائيل شكل جديدي از نژادپرستي و خشونت عليه اقليتها باشد و بارزترين نمونه آن مطرح كردن شماري از طرحها براي قانون شدن با هدف تنگتر كردن وضعيت براي اقليت عربي باشد.
متوسط آنلاين در ادامه موضوع اين سرباز زن صهيونيست كه به يك اسير چشم و دست بسته توهين كرد نوشت: اين سرباز زن قابل سرزنش كردن نيست چون او به طور خود به خود تربيتي را از خود بروز و نشان داد كه حقيقت سياسي و واقعيت امنيتي رژيم صهيونيستي را نشان ميدهد. ما شخصا وي را سرزنش نميكنيم ولي سؤال نگرانكننده اين است كه آينده با وجود چنين شيوههاي تربيتي براي اقليت فلسطين چه در بر خواهد داشت؟ ساكنان اسرائيل كه خود را روشنفكر ميدانند در خود براي اعراب چه مخفي كردهاند؟ و در نهايت شگفت آنكه اين اقدام اين سرباز زن پديده جديدي براي اسرائيليها و غير آنان نبود زيرا تصاوير مشابه تصاوير آن سرباز زن به طور گسترده در حال انتشار در مطبوعات داخل و خارج اسرائيل است.
* ظهور مكارتيگري در اسرائيل، سركوب آزادي و بروز خشونت
متوسط آنلاين در ادامه با بيان اين كه دانشگاههاي اسرائيل شاهد موجي جديد از مكارتيگري (كساني كه مخالفان و منتقدان دولت اسرائيل را سركوب و نابود ميكنند) به راه افتاده است، تصريح كرد كه يكي از نمونههاي آن اين است كه اخيرا گروهي به نام «ام ترتسو» (به معناي: اگر خواستيد) نامه تهديدآميزي براي رئيس دانشگاه بن گورين ارسال و اعلام كرده است كه «اساتيد چپگرا» از اين دانشگاه حذف و اخراج شوند. و همچنين درخواست كردهاند كه كسي به اين دانشگاه كمك مالي نكند و در مقابل رئيس دانشگاه نيز خواستار بيتوجهي به نام و نويسندگان آن نامه شده است.
بنا بر اين گزارش، اسرائيل اخيرا شاهد موجي از اين حملات به كساني بود كه در دانشگاهها از سياستهاي نژادپرستانه اسرائيل انتقاد كردند و حتي از ديگر كشورها و دانشگاههاي خارجي خواستند اسرائيل را به دليل اين سياستها تحريم كنند تا اين امر اهرم فشاري شود براي تغيير سياست در اسرائيل؛ سياستهايي كه تجاوز به حقوق بشر و قوانين بينالمللي است.
«شلومو گازيت» رئيس سابق دانشگاه بن گوريون در رژيم صهيونيستي، مقالهاي در روزنامه هاآرتص نوشت و درباره افزايش مكارتيگري در اسرائيل هشدار داد.
بنا بر اين گزارش، مكارتيگري اقداماتي است براي پيگرد فعالاني كه موضعي خلاف و عليه سياست دولت اسرائيل و قدرتمندان سياسي آن ميگيرند و به نداشتن حس مليگرايي متهم ميشوند. اصطلاح مكارتيگري از اواسط قرن 20 رايج شد. زماني كه سناتور مكارتي حملات صليبي شديدي عليه نيروهاي عقلگراي آمريكا و انديشمندان و نويسندگان و هنرمندان آن آغاز و آنان را به داشتن فعاليت ضد آمريكايي و به نفع كمونيستها متهم كرد؛ با كمونيستهايي كه در آن زمان دشمن شماره يك آمريكا بودند و بدين ترتيب مكارتيگري سبب نزول مصيبتهاي بزرگي بر سر بيگناهان آمريكا شد و فضايي را شبيه فضاي انقلاب فرهنگي چين به وجود آورد كه در آن ميليونها كتاب به بهانههاي واهي و مضحك سوزانده و هزاران نفر از كارمندان و مربيان از كار اخراج شدند و اكنون مكارتيگري نسخهاي كاملا برابر با تفكر صهيونيستي است ولي با جنبههاي بيشتري از لائيكي.
بنا بر اين گزارش، امروز شاهد نوعي مكارتيگري در اسرائيل هستيم كه از هيچ پديده خشن و متعصبي كمتر نيست و هميشه هنرمندان، دانشگاهيان، انديشمندان، روزنامهنگاران، و ادبا نخستين قربانيان آن هستند. مكارتيگري پديدهاي است نابودكننده انديشه، آزادي و تعدد انديشه و آزادي در پژوهش علمي، نوآوري و نابودگر ريشههاي دموكراسي است. متاسفانه دولت اسرائيل از هجمه مكارتيگرها به دانشگاهها، اساتيد و انسان هاي صاحب انديشه غافل است و اقليت عربي در اسرائيل هم شاهد مقابله مكارتيها و هم شاهد نژادپرستي است. هجمه به انديشمندان و كساني كه سياستهاي نژادپرستانه و اشغالگري در وطن ملتهاي ديگر را رد ميكنند امري جديد نيست. ولي اين هجمه با برنامهتر شده است و اين، خطر است. چه آنكه بسياري از دانشگاهيان مورد حمله واقع ميشوند حتي با بستههاي منفجره و تاكنون فقط از روي تصادف بود. كه با اين شيوه هيچ دانشگاهي كشته نشده است.
متوسط آنلاين نوشت: از جمله كساني كه هدف حملات اينچنيني قرار گرفت دكتر «ايلان بابه» استاد رشته تاريخ دانشگاه حيفا صاحب كتاب نسلكشي در فلسطين است كه فلسطين را به قصد لندن ترك كرد.
متوسط آنلاين نوشت: چه كسي مسئول متوقف كردن اين موج مكارتيگري است؟ امروز دستان اين گروه به دانشگاهها و دانشگاهيان رسيده است و آنان را به خيانت به وطن و دشمني با صهيونيسم متهم ميكنند و فردا دستان اين گروه به احزاب چپ و ميانه ميرسد و سپس اقليت عربي در راس قربانيان آن خواهد بود. امروزه يك گروه از مكارتيها به صورت سازماني فعاليت ميكند ولي زمينه براي گسترش فكر و انديشه مكارتيگري در اسرائيل كاملا فراهم است.
بنابر اين گزارش، انديشه مكارتيگري در لايه قدرت [در رژيم صهيونيستي] نفوذ كرده است. وزراي اين رژيم با انديشه مكارتيگري تلاش ميكنند قوانين نژادپرستانه را تحميل كنند كه اين قوانين امروز همه ضد عرب است و فردا ضد همه يهودياني كه سياست جنگ و اشغال و تداوم تجاوز به حقوق ديگران را رد ميكنند.
متوسط آنلاين در پايان نوشت: دفاع از آزادي دانشگاهها و استقلال آن، خط مقدم دفاع سرنوشتساز است و جمعيت اعراب در اسرائيل بيشترين زيان را از گسترش مكارتيگري خواهند ديد.
خبرگزاري فارس: شخصيتهاي برجسته قدس تاكيد كردند، رژيم صهيونيستي از سال 1967 تاكنون تلاش ميكند با مانع تراشي برسر تحصيل فلسطينيها نسلي بيسواد و امي خلق كند.

به گزارش خبرنگار فارس در قدس اشغالي، شخصيتهاي برجسته قدس تاكيد كردند، رژيم صهيونيستي از سال 1967 تاكنون از هر ترفندي براي بيرون راندن فلسطينيها بر قدس استفاده كند و از جمله اين ترفندها ايجاد انواع موانع برسر راه تحصيل و آموزش فلسطينيهاست تا بدين وسيله نسلي از فلسطينيهاي بيسواد و امي را خلق كند.
براساس گزارش منتشره توسط سازمانها و موسسات حقوقي فلسطيني با نزديك شدن به سال تحصيلي جديد 2011 هزاران فلسطيني به دليل وجود موانع بسيار در راه تحصيل فرزندان خود از رفتن آنها به مدرسه يا مراكز آموزش عالي در قدس شرقي ممانعت كنند.
اين گزارش بيان ميكند، 10هزار كودك فلسطيني تاكنون نتوانستهاند، به دليل كمبود كلاس در مدرسهاي ثبتنام كنند و از 1398 كلاس موجود 647 كلاس فاقد استاندارهاي لازم براي استفاده به عنوان محيط آموزشي است.
همچنين آمارها نشان ميدهد، از 87 هزار محصل فلسطيني 42 هزار نفر در مراكز آموزش خصوصي مشغول به تحصيل هستند كه هزينه سنگيني را بر خانوادهها تحميل و آنها را وادار به ترك تحصيل ميكند و مابقي دانش آموزان مجبور هستند، در مدارس صهيونيستي درس بخوانند.
"سمير جبرئيل " مسئول بخش آموزش و پرورش در قدس اشغالي ميگويد: حقايق آموزشي و تحصيلي در قدس بسيار وحشتناكتر از آن چيزي است كه بيان ميشود، چون دانش آموزان فلسطيني شهر مجبور هستند براي ادامه تحصيل در مدارس صهيونيستي و با شيوههاي آموزشي و مواد آموزشي آنها تحصيل كنند و اين موجب ميشود ساليانه 10 هزار فلسطيني مدرسه را ترك كنند و از اين حيث مدارس قدس رتبه اول را در زمينه ترك تحصيل دانشآموزان فلسطيني در سرزمينهاي اشغالي احراز كند.
در همين زمينه "معاد الزعتري " مدير اجرايي موسسه القدس گفت: با توجه به اين كه مواد درسي كه در مدارس صهيونيستي تدريس ميشود، بر اساس سياستهاي رژيم صهيونيستي تنظيم شده و با حقايق موجود منافات دارد، به نظر ميرسد بايد اقدامي فوري جهت جذب دانش آموزان فلسطيني در مدارس عربي صورت گيرد.
الزعتري تاكيد كرد: سياستهاي آموزشي سال گذشته رژيم صهيونيستي باعث شد، 50 درصد از دانش آموزان دوره متوسطه مدرسه را رها و ترك تحصيل كنند.
اين درحالي است كه "زياد حموي " مدير مركز حقوق اجتماعي و اقتصادي قدس نيز تاكيد كرد: وضعيت مدارس قدس شرقي در مقايسه با مدارس قدس غربي بسيار اسفبار است و اين منطقه فقط از نبود كلاسهاي درس رنج نميبرد بلكه به شدت با نبود و كمبود وسايل آموزشي و كمك آموزشي نيز مواجه است.
وي با اشاره به اين كه فلسطينيهاي قدس بيش از 35 درصد مالياتهاي پرداختي به شهرداري قدس را تشكيل ميدهند، گفت: با اين وجود اين فلسطينيها فقط از 5 درصد خدمات شهرداري قدس استفاده ميكنند.